السيد محمد حسين الطهراني

159

معاد شناسى (فارسى)

فَيَمْكُثُ مَا شَاءَ اللهُ . فَيَقُولُ اللهُ : ارْفَعْ رَأْسَكَ ! وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ ! وَ سَلْ تُعْطَ ذَلِكَ ! وَ هُوَ قَوْلُهُ : عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً . « 1 » « از شدّت روز قيامت ، مردم تا به گردن در عرق خود فرو ميروند و عرق چون لگامى كه بر دهان آنها زده شود ، مانع از تكلّمشان ميگردد ؛ و با يكديگر ميگويند : ما را به نزد آدم ببريد تا از ما نزد پروردگارش شفاعت كند . چون به نزد آدم مىآيند ، ميگويند : اى آدم از ما نزد پروردگارت شفاعت كن ! آدم ميگويد : من خود خطيئه و گناهى دارم ! بر شما باد به نوح . چون به نزد نوح بيايند ، نوح آنها را به پيامبر بعدى خود حواله ميدهد ، و همچنين هر پيامبرى به پيامبر بعدى خود ارجاع ميدهد تا آنكه منتهى به عيسى مىشوند . عيسى ميگويد : بر شما باد به مُحمَّد رَسول الله . و آنها خود را به او عرضه ميدارند و از او تقاضا مىكنند ، او ميگويد : به راه افتيد ! و خود آنها را تا درِ بهشت مىآورد ، و در مقابل بابُ الرَّحْمَن مىايستد و به زمين به حال سجود مىافتد و به قدرى كه خداوند اراده كرده است در حال سجده مىماند . در اين وقت خداوند عزّ و جلّ ميگويد : سرت را بلند كن ! و

--> ( 1 ) « تفسير قمّى » طبع سنگى ، ص 387 ؛ و از طبع حروفى نجف ، ج 2 ، ص 25